آینه

بالاخره روبروی یک نویسنده نشسته بودم درست روبرو و در کمترین فاصله. زنی زیبا و دوست داشتنی که سن و سالش از من بیشتر بود.در همسایگی خواهرم زندگی می‌کرد. شانس آوردم که آن روز جلوی در خانه اش، به هم برخوردیم و به هم معرفی شدیم. او بود که از…

مطالعه بیشتر