هورمون

اینکه دلت برای کسانی تنگ بشه که اصلا خیال ندارند یادی ازت کنند مشکل بزرگیه که هر ماه گریبانت رو میگیره و اغلب باعث انجام رفتارهایی میشه که تموم روزهای بی هورمون بعدی عذابت میده و پشیمون میکنه اینکه دلتنگی رو باور نکنم به عقل بستگی نداره بلکه این هورمونه…

مطالعه بیشتر

زیبایی

همسرجان میگن زیبایی هر شخصی به درونش مربوط میشه و زیبایی ظاهری ملاکی برای زیبا بودن آدمها نیست حرفهاش قشنگند و به دل می‌نشینند پس چرا من از دیدن چشم گود افتاده ام توی عکس امروز آنقدر دمغم؟ چرا دوست دارم پوستم کشیده باشه و پلکم بدون افتادگی باشه؟ چند…

مطالعه بیشتر

گذر

امسال تقریبا همه چیزش مطابق میلم بود به جز امروز که آرزو داشتم حالم بهتر بود و با صدرا به خونه مامانم میرفتم امسال با خودم این قرار رو گذاشتم که با چیزهایی که قدرت ایجاد تغییر در اونها رو ندارم بی تفاوت عمل کنم و از کنارشون بگذرم چیزهایی…

مطالعه بیشتر

بی هیچ ترتیبی

هیچ ترتیبی و آدابی مجوی هر چه می‌خواهد دل تنگت بگوی این مثل رو مولانا چند صد سال قبل از قول حضرت موسی در چند هزار سال قبل بیان کرده و به گمان من نسخه ای دائمیه که در همه اعصار جواب میده شنیده ام که برای خوب نوشتن باید…

مطالعه بیشتر

خود تکانی

با اینکه خیلی خسته ام، یک روز پر از کارهای سخت رو گذرانده ام ولی خواب از چشمانم فراری ست. قرص خواب هم تاثیری بر سنگین شدن چشم هایم ندارد. بیشتر دلم سنگین است تا چشمانم. اگر دلم مثل قوطی سس کچاب یک سر لیمویی رنگ داشت، درش را می…

مطالعه بیشتر

هپروت

امروز اولین دونه برف زمستونی رو به چشم هام دیدم. یه دونه برف چاق که روی شیشه ماشین چکید و یه قطره درشت آب شد. احتمالا این یه دونه برف از قافله برف هایی که روی کوه روبرو نشسته بود، جامونده بود یا باد راهش رو به سمت ما کج…

مطالعه بیشتر

خیلی وقت بود که دلم میخواست سری به پارک ایران کوچک بزنم. عکس هایی که از قسمت های مختلفش دیده بودم دلم رو برده بود. دیدن تیزر تبلیغاتی جشنواره انار باعث شد پاشنه گیوه ها رو بالا بکشم و با چهار تا از دوستان خانه فرهنگ، سری به پارک بزنم….

مطالعه بیشتر

امروز ۲۳ دی ماه ۱۴۰۰ دقیقا ۷ ماهه که بابا رو ندیدم. درست هفت ماهه که دنیا رو از پشت قطرات اشکم میبینم. هفت ماهه که بابا نگاهم نکرده. مهربونی اون چشم های قهوه ای از زندگیم کم شده و تحمل همین یک موضوع برای من که ۴۶ سال به…

مطالعه بیشتر

بازگشت

بالاخره موفق شدم که وبسایت عزیزم رو پس بگیرم. دلتنگت بودم عزیزم، نگران تمام زحماتی بودم که آقای زارع و آقا علیرضا و آقا بابک برای ایجاد و برگشت کشیده بودند. دلواپس داستان ها و فیلم ها بودم نگران طراحی قشنگت که با اون همه لطف به دست اومده بود….

مطالعه بیشتر

آرزوی وبسایت

روزی که صاحب وبسایت شدم خودم رو از خوشبخت ترین آدمهای روی زمین میدونستم که میتونه خیلی زود اسمی تو اسم ها دربیاره موفقیت رو همینجا دم در خونه میدیدم شروع به نوشتن کردم و به زور التماس و خواهش چند تا بازخورد هم از خواهرها و فامیل گرفتم شروع…

مطالعه بیشتر