نیمه خالی

نیمه خالی شری خانم در خراب کردن هر حس و حال خوبی تخصص داشت، سن وسالی ازش گذشته بود ولی عادت داشت یک ژست امروزی و همه چیز دانی نوع دوستانه به خودش بگیرد و تا تو یا هرکس دیگری را مشغول انجام کار خوشایندی می دید که حالت را…

مطالعه بیشتر

آینه

بالاخره روبروی یک نویسنده نشسته بودم درست روبرو و در کمترین فاصله. زنی زیبا و دوست داشتنی که سن و سالش از من بیشتر بود.در همسایگی خواهرم زندگی می‌کرد. شانس آوردم که آن روز جلوی در خانه اش، به هم برخوردیم و به هم معرفی شدیم. او بود که از…

مطالعه بیشتر

نوشته های صدادار

شما هم مثل من هستید که نوشته های افراد و با صدای خودشون می‌خونید؟ ، مثلا نوشته مامانم صدای نرم و با محبت خودشو داره از نوشته برادرم صدای شوخی و خنده هاش میاد. این صدا مختص نوشته نیست حتی تو استیکرها هم این موضوع صادقه بعضی هاشون صدای دلخوری…

مطالعه بیشتر

غول فریلنسرها

تنها خوبی فریلنسر بودن اینه که می تونی از صفر تا صد هر چیز بی ربطی رو یاد بگیری و ازش یک مقاله بنویسی .از روش کباب کردن میگو گرفته تا ترفندهای اینستا و زیبایی های کویر یا نظر فیلسوفان سیاسی نوین در مورد دموکراسی. مثل یک دانشجو می مونی و…

مطالعه بیشتر

اسمشان را نبرها

راجع به بعضی آدمها نباید حرف زد. حتی بهشان فکر هم نباید کرد. باید لنگشان را گرفت و از محوطه اعصاب و ذهنی که خیلی خیلی گران است و ارزش دارد و جای هر کسی نیست، مثل یک سوسک پرتشان کرد بیرون. خدای نکرده زبانم لال اگر هم خیلی اتفاقی…

مطالعه بیشتر

اندوه واقعی ست

صفحه لایک ها را بالا و پایین می‌روم. جایی آن وسط ها دنبالش می‌گردم. با هر پروفایل گل آبی و بنفش دلم می‌ریزد و هر اسمی شبیه اسمش زلزله ای تو گلویم راه می اندازد. بغضی سنگین بالا و پایین می‌شود و راه نفسم را می‌بندد. اشک جلوی دیدنم را…

مطالعه بیشتر

شغل

اولین درآمد از فریلنسری بود که دریافت می‌کرد . حالا زیر اسمش پنج تا ستاره روشن داشت و یک عالمه ظرف توی سینک که باید شسته می‌شد. با خودش فکر کرد اگر این چند روز را که به جای کار فرهنگی کردن صرف سابیدن خانه کرده بود الان همه جا…

مطالعه بیشتر

بهشت کوچک من

باد و بارونه برق رفته و توی سکوت خونه صدای قیژقیژ در آشپزخونه و ترق ترق ایرانیت سقف ایوون پیچیده توی بهترین جای خونه روی مبل توی ایوون نشستم و به آسمون نگاه میکنم خورشید از پشت ابرها سرک میکشه و باز پنهون میشه با تمام وجود بوی خاک بارون…

مطالعه بیشتر

حیاطخونه ما

داره کم کم هوا گرم میشه مورچه های بالدار زودتر از هرسال از لونه هاشون بیرون اومدن مورچه های درشت و تنبل که سنگینی شون رو میندازن رو پاهای کوتاهشون و لخ لخ کنان از همه جات بالا میرن، دو سالی هم هست که از نعمت کندو های زنبور عسل…

مطالعه بیشتر

پرنده

پرنده ای کوچک روی شاخه درخت که توی باد ملایم صبح تکان می خورد پرید. به تکه های پراکنده ی ابر توی آسمان آبی نگاه کرد و صدای نازکش را توی باغچه ریخت.چشمان درشتش به درشتی چشمان شهلا توی آن صورت سفید بود. همان چشم ها که با تعریف ازکلاس…

مطالعه بیشتر