گذر

امسال تقریبا همه چیزش مطابق میلم بود به جز امروز که آرزو داشتم حالم بهتر بود و با صدرا به خونه مامانم میرفتم امسال با خودم این قرار رو گذاشتم که با چیزهایی که قدرت ایجاد تغییر در اونها رو ندارم بی تفاوت عمل کنم و از کنارشون بگذرم چیزهایی از این دست زیادند و من تقریبا هر روز و هر روز دارم از کنارشون رد میشم وقتی نمیتونم نزدیک ترین عزیزانم رو از کاری که براشون ضرر داره منصرف کنم پس بهتره چیزی نگم، توی این تعطیلات حتی یکبار هم راجع به درس به پسرم تذکر ندادم به پدرش هم راجع به ترک سیگار چیزی نگفتم و از خیلی چیزها گذشتم چون فایده ای از اینهمه تکرار عاید هیچکسی نمیشه تنها راهی که برام مونده نذر و نیاز به درگاه خداست که خودش راهی پیش پامون بذاره و بتونیم مسیر پر از دست انداز آینده رو دو نفری جلو بریم و بچه ها رو هم دنبال خودمون بکشبم مردی که ته کشیده باشه چطوری میشه جایگزین بشه نمیدونم از خدا میخوام بهمون کمک کنه و راه حلی جلوی پامون بگذاره با نفس های عمیق گلوم میسوزه پس باید از خیر آه هم بگذرم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.