آرزوی وبسایت

روزی که صاحب وبسایت شدم خودم رو از خوشبخت ترین آدمهای روی زمین میدونستم که میتونه خیلی زود اسمی تو اسم ها دربیاره موفقیت رو همینجا دم در خونه میدیدم شروع به نوشتن کردم و به زور التماس و خواهش چند تا بازخورد هم از خواهرها و فامیل گرفتم شروع به سرکشی وبسایت دوستان کردم خانم نیکومنش هر روز سایتش رو شارژ می‌کرد و مدل چیدمانش خیلی ساده و دوست داشتنی بود خیلی دوست داشتم سایتی با همون طراحی داشته باشم مدتها وقتم رو برای شکل ظاهری سایت می‌گذاشتم ولی نمیتونستم به نتیجه برسم خیلی اتفاقی موضوع به گوش یکی از اقوام خورد و برام سایتی حرفه ای طراحی کرد و سایت رو به بالاترین رنکینگ رسوند این خوشبختی غیرمنتظره با تلاش هر روزه من موندگار میشد هر شب یک داستان شعار ما بود که انجام نشد دلیلش رو نمیدونم کندی وبسایت، بازخورد نگرفتن از مردم، عدم دسترسی آسون و مشکل بودن ادیت یکی از دلایلش بود بیشتر از همه باید به بی برنامگی خودم اذعان کنم به کارهای زیاد در حوزه های مختلف که فرصت نوشتن رو ازم میگیره انگیزه ای برای نوشتن مدام ندارم اگر هم باشه خیلی کوتاه مدته وبسایت اصلا نمیتونه جای وبلاگ رو برام بگیره جای بلاگفایی دوست داشتنی که از نگاه کردن بهش سیر نمیشم کاش اینجا هم به اندازه فراسوی شب صمیمی و دوست داشتنی بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *