روز نوشت

سه شبه که توی چادر میخوابم، سه شبه آزگاره که نفس میکشم کامل و با حداکثر حجم ریه، توی چادری شاهانه و پلنگی شاید هم ببری ازین طرح های چریکی بدون پشه لامپ طبیعی و کولر سرخود

میگن اگه تموم زندگی رو بنویسی آخرش میشه یک کتاب، آخه این زندگی که خودم به عنوان نقش اول حوصله دنبال کردنش رو ندارم چه جذابیتی واسه دیگران میتونه داشته باشه که بنده های خدا بشینن و این مثنوی هفتاد من رو بخونن ولی من مینویسم نه برای خونده شدن بل برای نوشته شدن

این روزها دائما سرم توی کتابه کتاب دانش آموزانی که کتاب هاشون بوی نویی میده یک خط هم توش نکشیدن اسم و فامیل هم نداره  انگار همین الان خریدن بچه خودم هم یکی از همونهاست با این تفاوت که من به عنوان یک مادر فوق نمونه توی کتاب هاش یه چیزایی نوشتم و اگر این کار رو نکرده بودم سر امتحان علوم دیروز سکته رو زده بودم شاید بخندید و بگید برو بابا مگه زن سکته میکنه منم میگم بله همین دیروز خواهرشوهر دوستم با صورتی زیبا و دماغ عمل کرده و مژه های کاشته شده ایست قلبی کرد توی عکس سی ساله به نظر میرسه پس نتیجه میگیریم زن هم سکته میکنه اصلا این روزها سکته نکردن یه هنره وسط امتحان و تو دل گرما یهو هم برق میره و هم نت قطع میشه هم شارژ گوشیت تموم شده و هم بچه یه ور از استرس غش میکنه خودش سوژه یه فیلم ترسناکه باباها هم که خیلی میدونن و مغزشون تو برابر همه ماست وسط این حال و اوضاع شروع به نصیحت می‌کنند که آقا زاده با این تحصیلات به کجا میخواد برسه؟ خب خودت به جاش امتحان هم بده هه هه هه اونوقته که چنان کفرت بالا میاد که دلت میخواد بزنی به کوه و بیابون که اونهم با وجود گرمی هوا شدنی نیست.

یادم رفت که بگم توی این هیر و ویر انگشت وسطه دست راستم هم درد میکنه مدت‌هاست خم و راست نمیشه امروز تو سنجش تراکم استخوان معلوم میشه دلیلش پوکیه یا وزن گوشی که انگشت بدبخت داره دائما تحمل میکنه؟ خب همین روز نوشت کم وقت نمیگیره که. باید کلی بنویسی و پاک کنی تا قابل خوندن باشه پس بی زحمت شما دیگه نگو خب گوشی رو بذار کنار. ممنونم

خدایا ما رو از شر کرونا و از شر بیت و کوین و ماینر و تعطیلی مدارس و امتحان آنلاین و آدم غرغرو و سکته قلبی و درد انگشت وسط دست راست  در امان بدار

آمین 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *