مردانی از پارس

خیلی وقتها به جی کی رولینگ فکر میکنم که توی یک قطار بین شهری نشسته و داره اولین صفحه های داستان هری پاتر رو می نویسه. وقتی همه تا راه افتادن دوباره قطار سرشون رو به پیاده روی کنار ریل و صحبت کردن و غذا خوردن توی رستوران قطار گرم کردند اون نشست و کتابی رو نوشت که از تموم کتاب های چاپ شده دنیا بیشتر چاپ شد و فروش کرد. بی جی کی دنیای جادوگری هیچوقت تا این حد شناخته نمیشد. آدمهایی که با چرخوندن یک چوب دستی وسایل رو به حرکت در می آوردند و با ریختن یک پودر توی سوراخ شومینه از یه شهر دیگه سر در می‌آوردن.اصلا این فرنگی ها داستان شون هم با ما فرق داره، تو خیالشون هم از ما جلوترند، دیوید کاپرفیلد رو یادتون هست چطور از دیوار چین رد میشد و خودشو غیب می‌کرد؟ شعبده بازهای ما کجا و فرنگی ها کجا، در همین احوالات بودم که شنیدم دومیلیون تن فولاد در کشور ناپدید شده، گذاشتمش کنار دکلی که چند وقت قبل ترش غیب شد و اثری هم ارزش پیدا نشد فهمیدم اینکه میگن اگر علم در ثریا هم باشه مردانی از سرزمین پارس بدان دست می یابند واقعیت داره الان حتما دامبلدور نشسته سر کلاس جادوگران ما و تند تند نت برمیداره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *