حیاطخونه ما

داره کم کم هوا گرم میشه مورچه های بالدار زودتر از هرسال از لونه هاشون بیرون اومدن مورچه های درشت و تنبل که سنگینی شون رو میندازن رو پاهای کوتاهشون و لخ لخ کنان از همه جات بالا میرن، دو سالی هم هست که از نعمت کندو های زنبور عسل توی باغچه بهره مندیم زنبورهای کوچیک و چاق که وزوز کنان توی آسمون باغچه بالا و پایین میرن و ده پونزده تایی روی سطل آب هارلی میچرخن و آب میخورن حدودا یک ماهی میشه هارلی رو توی حیاط پشتی انداختیم دائم صدای زوزه و جیغش میومد که موقع آب خوردن پوزه ش رو زنبورها نیش زده بودند گل هایی که توی باغچه کاشتیم گرفتن فقط یکی دو تا به ژاپنی که ریشه نازکی داشتند زرد شدن شاید فردا رفتم و چند تا بوته گل میمونی خریدم یا گل شاه پسند باغچه ای یا گل صبح و شام از وقتی به باغچه رسیدیم دوست دارم توی ایوون بشینم و به باغچه نگاه کنم به شیشه هایی که به سر شاخه های مو بستیم تا آب میم جمع کنیم که میگن برای سنگ کلیه و پوست و موی سر عالیه ظاهرش مثل آب زنگ زده ست آبی که بعد از قطعی توی لوله ها راه میفته البته شاخه های نازک آب زلال تری دارند اگر هوا همینطور گرم بشه باید بساط  زندگی شبانه م رو توی ایوون به پا کنم اردیبهشت که بشه چادر میزنم 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *