نامه ای از ماه

اسم من نیل است و همانطور که شما آدم ها روی زمین زندگی می کنید، ما هم ساکن ماه هستیم. درست است که فضانوردان ماه را خالی از سکنه اعلام کردند ولی اگر هر کسی هم جای آنها بود با آن لباس های گل وگشاد و کلاه شیشه ای گرد و بزرگ ، ما موجودات کوچک را زیر پایش نمی دید. شهرهای ما درست زیر دهانه های آتشفشانی قرار داشت که آدم ها پرچم کشورشان را روی آن کوبیدند وعکس یادگاری گرفتند. فردای آن روز مادرم مجبور شد از یک صندلی با صد تا پله بالا برود و از سوراخی که میله پرچم روی سقفمان درست کرده بود چراغ کوچکی را آویزان کند که آن هم از وسایل جا مانده فضانوردان بود.خوشبختانه با حواس پرتی شما آدم ها و خلاقیت مادرم نور به زندگی شبانه ی ما و همسایگانمان تابید که اجازه گرفته بودند  در بدنه هرمی خانه مان پنجره هایی درآورند تا شب هایی که زمین توی آسمان نیست و همه جا تاریک است با نور لامپ چشم هایشان ببیند و پای همدیگر را توی خانه هاشان لگد نکنند. ما عادت داریم روزها که آسمان ماه پر از ستاره است به صورت بزرگ زمین با دریاها واقیانوس های آبی اش و خشکی های شناور روی آن نگاه کنیم و حسرت بخوریم که حتما زمانی پستی وبلندی های روی ماه هم پر از آب بوده و اگر ما هم اتمسفر داشتیم و جاذبه مان کمی قویتر بود الان به جای این تکه های بزرگ یخ روی ماه ، دریا داشتیم. باز جای شکرش باقی ست که خیلی اتفاقی در روزی گرم تکه یخ بزرگی که به خانه آورده بودیم بخار شد و ابری ساخت و حالا توی خانه های هرمی شکل مان ابرهای سفید و سیاه کوچکی داریم که گاهی به هم می خورند و با کوچکترین جرقه می بارند و باید توی خانه چتر دستمان بگیریم و روز بعد لباس هایمان را توی آفتاب پهن کنیم تا خشک شود.خوبی سیاره شما این ست که همیشه در یک قسمت آسمان دیده می شود هر جای ماه هم که بایستی فرقی نمی کند فقط در مدار بیضی شکلش به دور خورشید  به ما دور و نزدیک می شود .یکبار توانستم دیوار بلندی را روی زمین ببینم که برچین خوردگی های آن کشیده شده بود. من نمیدانم دیوار برای چیست و چه فایده ای دارد ولی حتما چیز به درد بخوری است که آدم ها آن را ساخته اند. پدربزرگم با من موافق نیست و می گوید کی گفته همه کار آدم ها  عاقلانه است؟ آنها گاهی حتی با هم می جنگند که اصلا چیز خوبی نیست این را از دود وشعله خیلی بزرگی  که در جوانی اش روی سطح زمین دیده بود می‌ گوید که خیلی بعدتر از روی اطلاعات جامانده از فضانوردان فهمیده که انفجار بمب اتمی آن دود را به وجود آورده بوده است. من که باور نمی کنم این که شما بخواهید خودتان زمین زیبایتان را از بین ببرید عجیب است.اگر اینطور باشد شما آدم ها اصلا قدر آب وهوا و از آن مهم ترحال وهوایی که دارید را نمی دانید .قدر قدم زدن روی زمین بدون آن که به آسمان بروید و مجبور باشید مثل ما خودتان را با طناب به در خانه تان ببندید .آرزوی زندگی ، مثل آن چیزی که شما روی زمین دارید تنها نیرویی ست که ما را در ماه به تکاپو می اندازد .شما آدم ها با زمین تان خیلی خوشبخت هستید .دلم می‌خواست ما هم می‌توانستیم مثل شما سفینه فضایی بسازیم و پامان را روی زمین بگذاریم آن وقت توی دریاهاتان شنا می‌کردیم و زیر درختهاتان چادر می‌زدیم و گل ها را بو می‌کشیدیم حتما چیزهایی از وسایلمان را هم جا می‌گذاشتیم تا شما هم بتوانید خط ما را یاد بگیرید و برایمان نامه بنویسید. در دل دعا می‌کنم که خیلی زود دوباره به سیاره ما سفر کنید تا من نامه ام را در سفینه تان بگذارم و یکی از شما انسان‌های خوشبخت آن را بخوانید به امید دیدارتان دوستدار شما نیل برگرفته از نیل آرمسترانگ

معصومه ابوالحسنی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *