خانه جنگلی

_ باباجان می شود بگویید به کجای این حرف دارید می خندید ؟
_ کدام حرف پسرم ؟ من فقط دارم به این سنجاب خوشگل نگاه می کنم که انقدر بامزه دست هایش را تکان می دهد
_ این بیچاره دارد خودش را می کشد که به شما بفهماند خانه اش توی خطر است بعد شما می خندید و می گویید سنجاب بامزه ای است؟
_ پسرم خیلی عجیب است که تو حرف های سنجاب را می فهمی ! توی مدرسه شما زبان حیوانات را هم یاد می دهند؟
_ نه باباجان ولی خانم معلم می گوید یک زغال کوچک هم می تواند  جنگل بزرگی را به کمک باد به آتش بکشد   
_ باشد پسرم حق با توست. کاش قبل از قدم زدن توی جنگل روی زغال ها آب می پاشیدیم تا خیالت راحت باشد و اینهمه زیر گوش من وزوز نکنی
_ باباجان من که حرفی نزدم همه اینها را آن سنجاب گفت
_ معلوم می‌شود که سنجاب باهوشی است .بیا برگردیم و تا دیر نشده به داد خانه جنگلی اش برسیم. بیا برویم


معصومه ابوالحسنی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *