موضوع انشا : تورم

آقای معلم ما برای اینکه معنی درستی از تورم پیدا کنیم از همه سوال کردیم وکلی هم به دردسرافتادیم اولین نفرمادرمان بود که سرش را از روی مجله بلند کرد وگفت : هر جایی که ورم کرده باشد تورم دارد .پدرم خندید و گفت : از توی جدول درآوردی خانم جان؟ ولی وقتی قیافه عصبانی مادرمان را دید از ترس قیمت سکه های مهریه اش ساکت شد و سرش را با بالا و پایین کردن شبکه های تلویزیون گرم کرد .طبق تعریف مادرمان ما خودمان تورم داشتیم ومیتوانستیم آن را سر زنگ انشا به همه نشان بدهیم آخر یک هفته ای میشد که گوشه دماغ مان قد یک فندق ورم کرده بود ودرد میکرد خواهرم که بهیاری میخواند دو دورتمام خانه را دنبالم دوید تا با ناخن تیزش سر سفید جوشمان را بکند و چرکش را بیرون بکشد انقدر جیغ وداد کردیم که مادرمان مجبور شد با دمپایی خدمتش برسد تا تورم ما را بی خیال شود و گفت که خودش بعد از پخته شدن ، می ترکد .

خواهرمان که پس کله اش را میمالید گفت تورم که جوش نیست یک حباب بزرگ است که با هیچ چیزی پاره نمیشود فقط بالاتر میرود با چشمان گرد ودهان باز گفتم پس با این حساب آجری از لبه پشت بام کنده شد و اگر جا خالی نمی دادیم خورده بود وسط ملاجمان ، کار حباب تورم بود که به گوشه خانه گیر کرده بود پدرم گفت همین که نان بخرم وشکمتان را سیر کنم بروید خدا را شکر کنید . با این تورم توقع ایزوگام و آسفالت پشت بام را از من نداشته باشید

بعد کمر چای کیسه ای توی استکانش را فشار داد وگفت تورم یعنی اینکه پول چای باروتی بشود پول خون بابایت که از صبح تا شب دنده وکلاچ عوض می کند و آرزوی یک چای خوش عطر وبو هم به دلش می ماند و بعد برای اینکه برای حرفش مدرک بیاورد لیست خرید لوازم تاکسی زوار در رفته اش را جلویم گذاشت و گفت : از روی قیمت های دوماه پیش تا الان بنویس وبرای معلمت ببر تا معنی تورم را بفهمد.

انشایمان نیمه کاره بود وهنوز درست ودرمان معنی تورم را نفهمیده بودیم که خدا خواست و آن را با چشمان خودمان دیدیم آنهم کجا ؟ کنار رود نیل و توی فیلم مستند شبکه چهار تورم از دهانی به دهان دیگری می رفت . مرغی پادراز و شجاع که غذایش را از لای دندانهای ترسناک تمساح ها بیرون میکشید . و اینطوری بود پس از تحمل کلی مرارت فهمیدیم که تورم واقعا وجود دارد وهر جا که باشد ناامنی هم همانجاست .تورم است که باعث میشود پولی که پدرمان  به قول خودش از زیر پای فیل بیرون می کشد ارزشی نداشته باشد و برای سیرکردن شکم زن وبچه اش باید دست به هر خطر و خفتی بزند. تورم چیز خوبی نیست دعا میکنیم به نوک برج میلاد که تیز است گیر بکند و همین روزها بترکد .  

معصومه ابوالحسنی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *